تبليغاتX
دنیای نفیس

"مهران قاسمی؟ کدام مهران قاسمی؟" اینها را مرضیه می گوید. برایش که توضیح میدهم، ساکت می شود و من می مانم و صدای هق هق هایی آرام.

 "باورم نمی شود."

راستش مرضیه جان من هم باورم نشده بود، تا وقتی که تو گریه کردی. ای کاش من هم کمی گریه کنم. شاید اشک بتواند این سایه های سیاه لعنتی را از روی دلم پاک کند.

سارا...

Sometimes i miss you girls so bad, i cry for a whole day. Like today.

I miss the feeling of having true friends.

Looks like avacadoes are not the only thing that are not found near where i live!

 

Free counter and web stats